خرقصه پادکست آلمانی/ داستان آلمانی

7. خرقصه!

پادکست آلمانی خردویچ

گوش بده؛یاد بگیر

خوشگلای من سلام! 

بهترین پادکست آلمانی سه دهه اخیر رو که شنیدین دیگه نه؟


متن این خرقصه رو برات جمله به جمله به صورت کامل ترجمه کردم!

تازه!

پایینش تمرین‌های مرتبط با واژگانش رو آوردم که حل کنی و اوستا شی!

تازه!

کلمات مهم و پرکاربردش رو هم توی یک پی دی اف جمع کردم به همراه دو مثال با ترجمه فارسی! می تونی بگیری که همیشه داشته باشی و مرور کنی و آلمانی رو اوستا شی! (روی میخوام خرذوق بشم بزن خوشگله)

متن داستان:

Julia fühlt sich nicht gut

جولیا حالش خوب نیست

Sie hat Fieber und liegt im Bett
او تب دارد و در تخت خوابیده است

Ihre Mutter kommt aus der Arbeit
مادرش از سر کار برمیگردد

Sie geht in das Zimmer ihrer Tochter und fragt
او به اتاق دخترش میرود و میپرسد

Liebes was hast du
عزیزم چه شده است

Geht es dir nicht gut
حالت خوب نیست

Julia antwortet
جولیا پاسخ میدهد

Nein es geht mir nicht gut
نه حالم خوب نیست

Ich fühle mich schlecht
احساس ناخوشی میکنم

Die Mutter bringt ihre Tochter zum Arzt
مادر دخترش را نزد پزشک میبرد

Eine Arzthelferin begrüßt sie in der Praxis
یک دستیار پزشک در مطب به آنها خوشامد میگوید

Die Arzthelferin nimmt die Versicherungskarte von Julia
دستیار پزشک کارت بیمه جولیا را میگیرد

Dann nimmt sie Julias Patientendaten auf
سپس اطلاعات پزشکی جولیا را ثبت میکند

Sie sagt
او میگوید

Bitte nehmen Sie im Wartezimmer Platz
لطفا در اتاق انتظار بنشینید

Ich rufe Sie auf wenn Sie dran sind
وقتی نوبتتان شد صدایتان میکنم

Nach einer Weile wird Julia aufgerufen
پس از مدتی جولیا را صدا میکنند

Die Arzthelferin begleitet sie ins Sprechzimmer
دستیار پزشک او را به اتاق معاینه راهنمایی میکند

Später kommt der Arzt rein und begrüßt sie lächelnd
کمی بعد پزشک وارد میشود و با لبخند به آنها خوشامد میگوید

Er untersucht Julia
او جولیا را معاینه میکند

Er berührt ihre Stirn
او پیشانی جولیا را لمس میکند

Julia hat Fieber
جولیا تب دارد

Er sagt
او میگوید

Öffne deinen Mund und strecke deine Zunge raus
دهانت را باز کن و زبانت را بیرون بیاور

Nach der Untersuchung sagt er ihr
پس از معاینه به او میگوید

Du bist erkältet
سرما خورده ای

Ich verschreibe dir ein Rezept
برای تو نسخه مینویسم

Nimm dieses Medikament dreimal am Tag
این دارو را روزی سه بار مصرف کن

Morgens mittags und abends
صبح ظهر و شب

Julia und ihre Mutter bedanken sich beim Arzt und verabschieden sich
جولیا و مادرش از پزشک تشکر میکنند و با او خداحافظی میکنند

Sie verlassen die Arztpraxis und gehen zur Apotheke
آنها از مطب خارج میشوند و به داروخانه میروند

Sie kaufen das Medikament und fahren zurück nach Hause
آنها دارو را میخرند و به خانه برمیگردند

Julia nimmt drei Tage lang die Tabletten ein
جولیا به مدت سه روز قرصها را مصرف میکند

Danach ist sie wieder gesund
پس از آن دوباره سالم میشود

 

 

این بود خرقصه ما! حالا برو پایین روی علامت fullscreen بزن و تمرینش رو راحت حل کن و اوستا شو!

یادت نره خوشگله!

با خردویچ alles in Ordnung ـــه!